السيد محمد حسين الطهراني
156
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
گرچه بعداً كتب بسيارى نوشته شد ، و بعضى از آنها همانند « مِصباحُ المنير » ، و « صَحاحُ اللُغَة » و « لِسانُ الْعَرَب » إنصافاً تحقيقيتر ، و به واقع نزديكتر ، و بيشتر مورد وثوق و اطمينان هستند ، ولى معذلك « الكتاب » سيبويه و كتاب « العَين » خليل ، مقام صدريّت بر همهء كتب را حائز ميباشند . بارى ، آوردن مقصود و مرام به لفظ مجاز از بهترين انواع مكالمه در محاورات است . فلهذا گفتهاند : كَلامُ الْبُلَغآءِ مَشْحونَةٌ بِالْمَجازات « گفتار مردم بليغ ، سرشار است از استعمال كلمات مجازى . » استعمال لفظ در معناى مجازى كمتر از استعمال آن در معناى حقيقى نيست استعمال لفظ مجاز بقدرى زياد است كه شايد از جهت وسعت ، به قدر استعمال لفظ در معناى حقيقى خود باشد . روى اين اصل زَمَخْشَرىّ كتابى در لغت نگاشته است و آن را « أساسُ الْبَلاغَة » نام نهاده است . اين كتاب فقط متكفّل تميز و تشخيص معانى حقيقيّه از معانى مجازيّه است ، كه به ترتيب حروف تهجّى هر مادّه را آورده است . و در ابتدا معانى حقيقيّهء آن را بر شمرده و سپس يكايك از معانى مجازيّه را كه در كلام عرب و أمثله و اشعار و قرآن كريم وارد شده است در تحت عنوان : وَ مِنَ الْمَجاز برميشمارد . همين لطافت و عظمت نكتههاى استعارهاى و مجازى بود كه عبدُ اللهِ بْن مُقَفَّع ايرانى - كه در لغت عرب چنان استاد و چيره دست شده بود كه در آن زمان از جهت گسترش علم و اطّلاع بر ادبيّات عرب براى وى نظيرى را نميتوان يافت - را از معارضه و مقابلهء با قرآن به كنار زد ، و بر خاك مذلّت و سرافكندگى فرو نشاند . وى با چند تن از يارانش كه در صدد معارضهء با قرآن بر آمدند ، پس از مرور به آيات قرآن چون به اين آيات مرورشان افتاد : وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ